ماهور جونمماهور جونم، تا این لحظه: 12 سال و 20 روز سن داره

من و ماهور

خاطرات 3 ماه اول بارداری

1393/2/31 20:41
نویسنده : فتانه
188 بازدید
اشتراک گذاری

به امید خدا رفتم تو چهار ماه (یعنی 10 روز دیگه تموم میشه) می خوم بگم از دوره  سه ماهه اول وای که چقدر من حالت تهوع داشتم ولی شیرین بود پسر مامانی خیلی ایراد بگیر بود خیلی چیزارو دوست نداشت مثل :

1. شیرینی (وقتی حتی بوش هم بهم می خورد سبز)

2. گوجه فرنگی

3. رب

4. فسنجون

5.ماست

6.دوغ

ناگفته نماند که من تا 2 ماهگیش هیچی حالیم نبودا ولی وقتی پا به 3 ماهگی گذاشتم پسرکم دیگه شیطونیاش شروع شد به هر چی بو و هر چی غذا حساسیت داشتم،ناگفته نماند از خونمون متنفر بودم (بو میداد)

ولی با همه این احوالات تموم شد و فهمیدم که تو شکمم یه پسر خوشگل مامانی دارم و ارزش اینو داشت که تحملش کنم.

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و ماهور می باشد