29مرداد
روز خیلی بدی بود روی که ماهورم پدر بزرگشو از دست داد وای خدای من قسمت هیچ کس نکن رفته بودم خونه مامانم تا از بیمارستان بیان(برادرم از بیمارستان مرخص شده بود، کارای ترخیصو انجام میدادن که من رفتم خونه تا غذا درست کنم) وای در خونرو که باز کردم بابامو دیدم افتاده کف حیاط و ... خدایا یعنی چی شده داد میزنم بابا....بــــــــــــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــــــــــــــــــا.... نه از بابام صدایی درنمیاد فریاد میکشم خدا بابام صداش درنمیاد میرم تو کوچه از همه کمک می خوام اما چه فایده بابام رفته بود مارو تنها گذاشت . منو بردن بیمارستان احتمال سقط وجود داشت ولی خدا بهم رحم کرده بود هیچی نشد ،وقتی خاکسپاری بابام تموم شد و اومدیم خونه از ...
نویسنده :
فتانه
10:28




